دوشنبه سوم بهمن 1390
دموکراسی
جهت برابرند، پس باید از همه جهات برابر باشند. ارسطو
اگر کل بشریت جز یک نفر همگی هم عقیده بودند، باز هم
اقدام بشریت در سرکوب عقیده آن یک نفر مشروع تر و
موجه تر از اقدام آن یک نفر در سرکوب عقیده کل بشریت
نبو د. جان استوارت میل
در دموکراسی هرکس حق دارد نظر ناصواب هم داشته باشد. کلود پیر
اگر همه حکومت های دیگر را که تاکنون پدیدار شده اند، استثنا کنیم،
دموکراسی بدترین نوع حکومت است. وینستون چرچیل
بهترین سلاح دیکتاتوری ها، پنهان کاری و بهترین سلاح
دموکراسی ها شفافیت است. نیلز بور
دموکراسی به این معنی است که مردم آزادانه سخن بگویند
و حکومت نیز صبورانه گوش دهد. السدر فاروگیا
هر چیز که سیاستمداران را فروتن و متواضع سازد، به حال
دموکراسی سودمند است. مایکل کنیزلی
نقد و دگراندیشی پادزهر توهمات بزرگ است. آلن بارت
اطلاعات، پول رایج در بازار دموکراسی است. توماس جفرسون
هیچ انسان آ قدر از نظر اخلاقی شایسته نیست که بدون
رضایت دیگران بر ایشان حکومت کند. آبراهام لینکلن
همه نارسایی های دموکراسی را می توان با دموکراسی
بیشتر درمان کرد. آلفرد اسمیت
دموکراسی دو حسن دارد: یکی آن که تنوع را می پذیرد
و دوم آن که انتقاد و دگراندیشی را مجاز می دارد. ادوارد فورستر
دموکراسی حکومت کسانی است که تربیت نشده اند،
اما حکومت اشراف حکومت سانی است که بد تربیت
شده اند. گیلبرت چسترتن
محافظه کاری یعنی اعطای حق رای به نیاکان مرده خودمان؛
محافظه کاری دموکراسی مردگان است. گیلبرت چسترتن
نقد و دگراندیشی در دموکراسی ها مانند دارو است که
فایده اش نه در طعم و مزه بلکه در اثرگذاری آن می باشد.
ویلیام فولبرایت
در دموکراسی هر کس می تواند هر چه می خواهد آرزو کند،
اما در نهایت تنها به چیزی دست می یابد که سزاوار آن
است. ادوارد ابی
آنجا که دو گرگ و یک بره دسته جمعی تصمیم بگیرند
که شام چه بخورند، نشانی از دموکراسی نخواهد بود. جیمز بویارد
دموکراسی قدرت انتخاب اکثریت عامی را جانشین قدرت انتصاب
اقلیت تنگ نظر می سازد. جرج برنارد شا
چهارشنبه بیست و یکم دی 1390
توصیف کنت دوگو بینو در باره ایران
برگردان سيدجواد طباطبايي می نویسد :
ايران، ايران خواهد ماند و نخواهد مرد. ايران در نظر من
چونان سنگ خارايي است كه موجهاي دريا آن را به ژرفا
راندهاند. انقلابهاي جوي آن را به خشكي انداختهاند.
رودي آن را با خود برده و فرسوده كرده است، تيزيهاي
آن را گرفته و خراشهاي بسياري بر آن وارد آورده، ولي
اين «سنگ خارا» پيوسته همان است كه بود. اينك در
اواسط درهاي باير آرميده است، زماني كه اوضاع بر وفق
مراد باشد، آن سنگ خارا گردش را از سر خواهد
گرفت.
چهارشنبه هجدهم آبان 1390
چند سخن انديشناک
ليتور روز ولت
ريچارد كارسون
پیامبر اکرم
وجود داشتن یک انسان خوب روی زمین مهمتر است از یک فرشته ی
ولتر
یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390
خدا به قول خود عمل می کند!
سه شنبه چهاردهم تیر 1390
شكار ميمون زنده و رابطه آن با ذهن انسان
ذهن انسان هم گاه مانند مشت بسته ميمون است، تقلا مي كند و بي تاب مي شود و روي يك مسئله قفل مي شود در حالي كه چاره در رها كردن و آزادي از قيد و بندهاي ذهن است.
شنبه بیست و هشتم خرداد 1390
گلچینی از سخنان بزرگان
اگر به جای اسلحه، با معلم به جنگ دنیا می رفتیم، آنوقت همه دشمنان نابود می شدند
حکمت درختی است که ریشه آن در قلب است و میوه آن در زبان
از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند
انسان دانا به جای آنکه در انتظار رسیدن یک فرصت خوب در زندگی باشد، خود آن را به وجود می آورد
وفاداری به حال است که وفاداری به آینده را آماده می سازد
بی خردی است که بگویم، کسی بدی را بی بهانه (دلیل) انجام می دهد
انسان خردمند، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد
مرا اندکی دوست بدار، اما طولانی
ره آورد سفر در درون آدمی، به جز خرد و پیشرفت نیست
اگر برای انجام کاری بزرگ، زمان نداری، بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری
اگر ما به معایب کوچک خود اعتراف می کنیم برای آن است که به طرف خود بفهمانیم که از معایب بزرگتر بری هستیم
همین قدر که برای بدست آوردن آرزوئی اراده کنیم، یک گام بلند در راه نیل بدان برداشته ایم
اگر بزرگی و عظمت را آرزو می کنی آن را فراموش کن و دنبال حقیقت برو، آنگاه به هر دو خواهی رسید
یکشنبه یکم خرداد 1390
فلسفه خوک: معنای زیستن زیر یوغ حکومت استبدادی
فلسفه خوک عنوان کتابی است که انتشارات گالیمار فرانسه از لیو شیائوبو، ناراضی سرشناس چینی و برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۱۰، منتشر کرده است. نام این کتاب که شماری چند از نوشتههای وی پیرامون اوضاع چین را در خود جا میدهد برگرفته از موضوع یکی از مقالات خواندنی مجموعه است که در آن لیو شیائوبو تحول ذهنی و سیاسی جامعه این کشور را در پی کشتار معروف میدان «تیانانمن» (سال ۱۹۸۹) ترسیم میکند. نویسنده فلسفه خوک را برای توصیف آن شیوه زندگی به کار میبرد که در چین استبدادی به مردم تحمیل میشود.
لیو شیائوبو فلسفه خوک را با زندگی به سبک و سیاق خوک و زندگی کردن در خوکدانی توضیح میدهد. خوکها زمانی که از خوردن اشباع میشوند به خواب میروند و زمانی که از خواب بیدار میشوند دوباره به سراغ خوردن میروند. زندگی خوکی در حقیقت دایرهای بسته و تکراری است که در آن همه چیز به سطح نیازهای اولیه و غریزی انسان تنزل مییابد. در این فلسفه زندگی خوکواره آدمها زندانی نیازهای زیستی طبیعی خودد، خواستها و آرزوهای والا و برتر انسانی رنگ میبازند و منزلت انسانی تا حد زندگی خوک سقوط میکند.
میداندار اصلی این فلسفه به باور نویسنده کسی نیست جز دولت چین که برای ادامه کمدردسر حکومت خود نیاز به مردمی دارد که مطیع، سربهزیر و کمتوقع باشند، درگیر مشکلات معیشتی روزمره باشند و کلا از زندگی چیزی بیش از همین نیازهای اولیه نخواهند.
در چنین جامعهای که سرگرم اقتصاد و مشکلات معیشتی و مادی است نه کسی از حقوق بشر و دموکراسی حرف میزند و نه کسی لب به اعتراض به دولت و استبداد دولتی میگشاید. زندگی اجتماعی به خوکدانی شبیه میشود که در آن انسانهایی که به زندگی خوکی خو گرفتهاند در کنار یکدیگر روزگار میگذرانند و هر کس درگیر مشکلات معیشتی خود است.
برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۱۰ در تلاش برای درک چند و چونی شکلگیری این فلسفه به ناکامی انقلاب مائو و تحول سیاسی و ذهنی جامعه چین در دهههای اخیر و شکستهایی که این کشور در حرکت به سوی جامعه باز به خود دیده اشاره میکند. پیشزمینه عینی این گرایش ایدئولوژی جدید اقتصادی دولت، راهبرد اقتصاد بازار و به وجود آمدن چپ جدیدی است که در نگاه گذشته حزب کمونیست به بسیاری از مقولات بازنگری جدی کرده و تلاش میکند نوعی الگوی سرمایهداری منهای لیبرالیسم سیاسی را ترویج دهد.
شیائوبو در توصیف فلسفه خوک فقط به سراغ دولت چین و حزب حاکم نمیرود، او لبه تیز حملات خود را همچنین متوجه آن دسته از روشنفکران و نخبگانی میکند که در عمل به چنین فلسفهای گردن میگذارند و گاه به توجیه سیاسی یا نظری آن هم دست میزنند.
این روشنفکران سطح توقع از جامعه و نهادهای عمومی را به آن حد کاهش میدهند که دیکتاتوری و روشهای سرکوبگرانه حکومت به امری ثانوی و غیراصلی تبدیل شود. فلسفه خوک به معنای دادن اولویت به پیشرفت اقتصادی، ثبات سیاسی و منفعت فردی به زیان دموکراسی و حقوق بشر است. همزمان کسانی هم برای توجیه فلسفه خوک دست به انتقاد از کسانی میزنند که از نظر آنها دارای نظریات رادیکال و آرمانگرایانه هستند و با تندروی خود نظم و ثبات سیاسی چین و موقعیت جهانی او را تضعیف میکنند.
بدین گونه است که لزوم وجود یک مرکز (دولت) قدرتمند برای اداره اقتصاد و کشور، ناسیونالیسم چینی و مخالفت یا دشمنی با غرب و یا نقد لیبرالیسم غربی به بهانههای خوبی برای توجیه رفتارهای استبدادی یا کماهمیت جلوه دادن دموکراسی تبدیل میشود. شماری از روشنفکران و نخبگان هم برای همراهی با حکومت یا سکوت در برابر استبداد و سرکوب دولتی در پس کار دانشگاهی و آکادمیک پنهان میشوند و کاری به بحثهای سیاسی روزمره درباره دموکراسی ندارند.
نویسنده فلسفه خوک ریشه اصلی شکلگیری و رونق این گرایشهای فکری و توجیهات سیاسی را فشار دولتی و سرکوب سیاسی میداند. از نظر او، تقدیس ثبات سیاسی، پیشرفت اقتصاد یا برجسته کردن مسائل مربوط به توسعه مادی یا رقابت با غرب به بهای فراموشی دموکراسی و جامعه باز پیش از آن که ناشی از مشکلات زندگی باشد نتیجه تسلیم شدن در برابر سرکوب و سیاستهای دولتی است.
گرایشی که برای سکوت در برابر استبداد یا توجیه آن به گفتمان فرهنگی، ناسیونالیستی، علمی و دانشگاهی روی میآورد در حقیقت از ترسی پرده برمیدارد که سرکوب دولتی در جامعه و در میان نخبگان به وجود آورده است. از نظر نویسنده، روشنفکران و نخبگانی که آرمانهای آزادیخواهانه و انسانی را به بهانههای مختلف کنار گذاشتهاند و به گونهای با فلسفه خوک همراهی میکنند راهی جز پذیرش زندگی خوکوار و رفتن به سوی این خوکدانی ملی در برابر خود ندارند.
شیائوبو با اشاره به رابطه پر فراز و نشیب با دولت مینویسد در بازی با نظام که سالهاست ادامه یافته، نخبگان در حلقه خود نوعی خطوط قرمز را برای خود ترسیم کردهاند. آنها خوب میدانند اگر از این خطوط قرمز پا فراتر گذارند، امنیت و منافعشان به خطر خواهد افتاد. دولت در چنین شرایطی هر زمانی که خواست به فشار خود میافزاید و آنها نیز ناچار به عقبنشینی بیشتر میشوند. نویسنده فلسفه خوک بر این باور است که خطوط قرمزی که سکوت روشنفکران را به دنبال میآورد از قاعده و قانون قابل رویتی پیروی نمیکند، همه چیز در ذهنیت صاحبان قدرت میگذرد. زمانی که آنها پیرامون امنیت نظام و وضعیت خود دچار حس ناامنی شوند بر فشار خود خواهند افزود. وی مینویسد: «شکی نیست که ما برای ادامه زندگی نیاز به نان داریم، اما برای انسان بودن و انسانی زیستن نیاز ما به آزادی بیشتر است.»
لیو شیوئوبو نقش روشنفکران و نخبگان در برونرفت از این بنبست سیاسی را بسیار مهم میداند. او ضمن اشاره به تلاش حکومت برای تار و مار کردن روشنفکران و نخبگان مخالف و وادار ساختن بسیاری به مهاجرت از چین در چند دهه گذشته بر آن است که جامعه به روشنفکران و نخبگانی مستقل نیاز دارد که با شجاعت اخلاقی و سیاسی در برابر سرکوب و فساد حکومت مقاومت کنند و صدای خود را به گوش جامعه برسانند. کسانی که تن به زندگی خوکی نمیدهند، کسانی که میخواهند به اعتلای اخلاقی جامعه یاری رسانند انسانهایی هستند که از دیدگاه این ناراضی برجسته چینی اصالت غریزی دارند و در برابر وسوسههای حکومتی تسلیم نمیشوند. آنها با باور به آینده در برابر شرایط نومیدکنندهای که ویرانههای اخلاقی و معنوی جامعه ایجاد کرده مقاومت میکنند.
لیو شیائوبو فلسفه خوک را با زندگی به سبک و سیاق خوک و زندگی کردن در خوکدانی توضیح میدهد. خوکها زمانی که از خوردن اشباع میشوند به خواب میروند و زمانی که از خواب بیدار میشوند دوباره به سراغ خوردن میروند. زندگی خوکی در حقیقت دایرهای بسته و تکراری است که در آن همه چیز به سطح نیازهای اولیه و غریزی انسان تنزل مییابد. در این فلسفه زندگی خوکواره آدمها زندانی نیازهای زیستی طبیعی خودد، خواستها و آرزوهای والا و برتر انسانی رنگ میبازند و منزلت انسانی تا حد زندگی خوک سقوط میکند.
میداندار اصلی این فلسفه به باور نویسنده کسی نیست جز دولت چین که برای ادامه کمدردسر حکومت خود نیاز به مردمی دارد که مطیع، سربهزیر و کمتوقع باشند، درگیر مشکلات معیشتی روزمره باشند و کلا از زندگی چیزی بیش از همین نیازهای اولیه نخواهند.
در چنین جامعهای که سرگرم اقتصاد و مشکلات معیشتی و مادی است نه کسی از حقوق بشر و دموکراسی حرف میزند و نه کسی لب به اعتراض به دولت و استبداد دولتی میگشاید. زندگی اجتماعی به خوکدانی شبیه میشود که در آن انسانهایی که به زندگی خوکی خو گرفتهاند در کنار یکدیگر روزگار میگذرانند و هر کس درگیر مشکلات معیشتی خود است.
برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۱۰ در تلاش برای درک چند و چونی شکلگیری این فلسفه به ناکامی انقلاب مائو و تحول سیاسی و ذهنی جامعه چین در دهههای اخیر و شکستهایی که این کشور در حرکت به سوی جامعه باز به خود دیده اشاره میکند. پیشزمینه عینی این گرایش ایدئولوژی جدید اقتصادی دولت، راهبرد اقتصاد بازار و به وجود آمدن چپ جدیدی است که در نگاه گذشته حزب کمونیست به بسیاری از مقولات بازنگری جدی کرده و تلاش میکند نوعی الگوی سرمایهداری منهای لیبرالیسم سیاسی را ترویج دهد.
شیائوبو در توصیف فلسفه خوک فقط به سراغ دولت چین و حزب حاکم نمیرود، او لبه تیز حملات خود را همچنین متوجه آن دسته از روشنفکران و نخبگانی میکند که در عمل به چنین فلسفهای گردن میگذارند و گاه به توجیه سیاسی یا نظری آن هم دست میزنند.
این روشنفکران سطح توقع از جامعه و نهادهای عمومی را به آن حد کاهش میدهند که دیکتاتوری و روشهای سرکوبگرانه حکومت به امری ثانوی و غیراصلی تبدیل شود. فلسفه خوک به معنای دادن اولویت به پیشرفت اقتصادی، ثبات سیاسی و منفعت فردی به زیان دموکراسی و حقوق بشر است. همزمان کسانی هم برای توجیه فلسفه خوک دست به انتقاد از کسانی میزنند که از نظر آنها دارای نظریات رادیکال و آرمانگرایانه هستند و با تندروی خود نظم و ثبات سیاسی چین و موقعیت جهانی او را تضعیف میکنند.
بدین گونه است که لزوم وجود یک مرکز (دولت) قدرتمند برای اداره اقتصاد و کشور، ناسیونالیسم چینی و مخالفت یا دشمنی با غرب و یا نقد لیبرالیسم غربی به بهانههای خوبی برای توجیه رفتارهای استبدادی یا کماهمیت جلوه دادن دموکراسی تبدیل میشود. شماری از روشنفکران و نخبگان هم برای همراهی با حکومت یا سکوت در برابر استبداد و سرکوب دولتی در پس کار دانشگاهی و آکادمیک پنهان میشوند و کاری به بحثهای سیاسی روزمره درباره دموکراسی ندارند.
نویسنده فلسفه خوک ریشه اصلی شکلگیری و رونق این گرایشهای فکری و توجیهات سیاسی را فشار دولتی و سرکوب سیاسی میداند. از نظر او، تقدیس ثبات سیاسی، پیشرفت اقتصاد یا برجسته کردن مسائل مربوط به توسعه مادی یا رقابت با غرب به بهای فراموشی دموکراسی و جامعه باز پیش از آن که ناشی از مشکلات زندگی باشد نتیجه تسلیم شدن در برابر سرکوب و سیاستهای دولتی است.
گرایشی که برای سکوت در برابر استبداد یا توجیه آن به گفتمان فرهنگی، ناسیونالیستی، علمی و دانشگاهی روی میآورد در حقیقت از ترسی پرده برمیدارد که سرکوب دولتی در جامعه و در میان نخبگان به وجود آورده است. از نظر نویسنده، روشنفکران و نخبگانی که آرمانهای آزادیخواهانه و انسانی را به بهانههای مختلف کنار گذاشتهاند و به گونهای با فلسفه خوک همراهی میکنند راهی جز پذیرش زندگی خوکوار و رفتن به سوی این خوکدانی ملی در برابر خود ندارند.
شیائوبو با اشاره به رابطه پر فراز و نشیب با دولت مینویسد در بازی با نظام که سالهاست ادامه یافته، نخبگان در حلقه خود نوعی خطوط قرمز را برای خود ترسیم کردهاند. آنها خوب میدانند اگر از این خطوط قرمز پا فراتر گذارند، امنیت و منافعشان به خطر خواهد افتاد. دولت در چنین شرایطی هر زمانی که خواست به فشار خود میافزاید و آنها نیز ناچار به عقبنشینی بیشتر میشوند. نویسنده فلسفه خوک بر این باور است که خطوط قرمزی که سکوت روشنفکران را به دنبال میآورد از قاعده و قانون قابل رویتی پیروی نمیکند، همه چیز در ذهنیت صاحبان قدرت میگذرد. زمانی که آنها پیرامون امنیت نظام و وضعیت خود دچار حس ناامنی شوند بر فشار خود خواهند افزود. وی مینویسد: «شکی نیست که ما برای ادامه زندگی نیاز به نان داریم، اما برای انسان بودن و انسانی زیستن نیاز ما به آزادی بیشتر است.»
لیو شیوئوبو نقش روشنفکران و نخبگان در برونرفت از این بنبست سیاسی را بسیار مهم میداند. او ضمن اشاره به تلاش حکومت برای تار و مار کردن روشنفکران و نخبگان مخالف و وادار ساختن بسیاری به مهاجرت از چین در چند دهه گذشته بر آن است که جامعه به روشنفکران و نخبگانی مستقل نیاز دارد که با شجاعت اخلاقی و سیاسی در برابر سرکوب و فساد حکومت مقاومت کنند و صدای خود را به گوش جامعه برسانند. کسانی که تن به زندگی خوکی نمیدهند، کسانی که میخواهند به اعتلای اخلاقی جامعه یاری رسانند انسانهایی هستند که از دیدگاه این ناراضی برجسته چینی اصالت غریزی دارند و در برابر وسوسههای حکومتی تسلیم نمیشوند. آنها با باور به آینده در برابر شرایط نومیدکنندهای که ویرانههای اخلاقی و معنوی جامعه ایجاد کرده مقاومت میکنند.
یکشنبه سوم بهمن 1389
ذهن پویا
![]() |
||
اگر می خواهید همیشه حس تازگی و طراوت را تجربه کنید، باید نگاهی جد ید به زند گی د اشته باشید.
توصیه های زیر به شما کمک می کند با نگاهی تازه، زند گی خود را معنا ببخشید :
ـ هر روز یک تغییر گر چه بسیار کوچک در وضعیت زندگی خود پد ید آورید و با د یگران د رباره این تغییر صحبت کنید.
ـ با هر کس که صحبت می کنید نکته خاصی در او بیابید و آن را مورد تمجید و تأیید قرار د هید.
ـ هر روز با خود این جمله را تکرار کنید: امروز چه کسی را خوشحال کنم؟ اطمینان د اشته باشید با خوشحال کرد ن د یگران چشمه های خوشحالی و انرژی د رون خود تان می جوشد.
ـ وقتی با کسی سخن می گویید که دیدگاهش درباره مسئله ای با شما متفاوت است، سعی کنید خود را در موقعیت او قرار د هید و د ید گاهش را درک کنید. از تقسیم کرد ن افراد به بد و خوب بپرهیزید.
ـ وقتی مسئله ای شما را ناراحت می کند، سعی کنید واقعیت و تعبیر را از هم جدا کنید. از تعبیر رهایی یابید و برای واقعیت ها، راه حل پید ا کنید ؛ سپس به خود بگویید برای خوشحالی خود چه کاری می توانم انجام دهم؟
ـ سعی کنید در گفتگو با اطرافیان خود از جملات مثبت استفاد ه کنید.
ـ اگر فکری منفی شما را در دایره ای بسته قرار داد، با تکرار جمله های مثبت از این دایره بیرون بیایید. توجه کنید که افکار منفی افکار منفی د یگر را به سوی خود جذب می کنند.
ـ برای برطرف کرد ن وسواس های فکری، از نیروی خیال بهره بگیرید. خود را در موقعیتی که از آن می ترسید، فرض کنید. د قت کنید آن موقعیت چه ویژگی هایی د ارد، گاهی شما فقط به د لیل ابهام در موقعیتی از آن می ترسید. مثلاً شما همیشه وسواس دارید که مبادا هنگام بیرون رفتن از خانه، چیزی را جا بگذارید. از قد رت خیال کمک بگیرید و با خود تصور کنید که از خانه بیرون رفته اید و بعد متوجه شد ه اید کیف پولتان را جا گذاشته اید. به راه حل های ممکن بیند یشید. خواهید د ید آنقد رها هم که تصور می کرد ید، وحشت آور نیست حتی می توانید به صورت عملی موقعیت های مشابه را تجربه کنید.
یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389
از امام باقر(ع)
به تو خیانت ميکنند، تو مکن
تو را تکذیب ميكنند، آرام باش
تو را ميستایند، فریب مخور
تو را نکوهش ميکنند، شکوه مکن
مردم شهر از تو بد ميگویند، اندوهگین مشو
همهي مردم تو را نیک ميخوانند، مسرور مباش
آنگاه؛ تو از ما خواهي بود!
حضرت امام محمدباقر عليهالسلام
دوشنبه پانزدهم شهریور 1389
چرچیل و راننده تاکسی
چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و برای مصاحبه به دفتر بی بی سی میرفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت "آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم." راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم" چرچیل از علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با دیدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم ! "

